ماجرا از یه گل رز شروع شد

داستان در مورد یک گل رز است که باعث می‌شود، زن و شوهر که رابطه‌ای معمولی با هم داشته‌اند، به هم علاقه‌مند شوند.

رابطه‌مون معمولی بود، خیلی زیاد. تو این ۱۵سال زندگی که با هم داشتیم، ازش چیزی نخواستم. فقط یه بار تو یه سالی، تو ولنتاین برام یه شاخه گل نرگس خرید و یه جعبه شکللات، اونم اینقدر تعجب کردم یادم مونده، آخه همیشه میگه ندارم ندارم نمی تونم اینقدر هر روز این رو تکرار می‌کنه که… ادامه خواندن ماجرا از یه گل رز شروع شد

کار مال صبح

بچه که بودم، یازده دوازده ساله منظورم هست. مادرم می‌خواست کار خانه را به من یاد بدهد که زمان شوهرکردن خانه‌داری بلد باشم. برای همین اولین کاری که به من سپرد جارو کشیدن بود، خانه‌ی ما خیلی بزرگ بود، پر از فرش‌های ریز و درشت دستبافت، که جارو کشیدنش کار سختی بود، چون باید زیر… ادامه خواندن کار مال صبح