ساده و کوتاه بگو

امروز  نکته‌ای در مورد ساده و کوتاه گفتن و نوشتن یاد گرفتم.  وقتی با یک کلمه می ‌توانیم منظور خود را برسانیم از دو کلمه یا چند  کلمه‌ی شبیه به هم  استفاده نکنیم. مثلا من می‌خواهم بگویم اضافه‌گویی وگزافه‌گویی درست نیست،  گفتن یا اضافه یا گزافه یکی از این دو کافی است.  چرا حرف را طولانی کنیم، این کار، از تحرک متن می‌کاهد. اتفاقا در چند مهمانی متوجه موضوع جالبی شدم، هنگامی که صحبت می‌کردیم و یا بازی مافیا انجام می‌دادیم،  این‌که آدم‌ها برای حرف‌های تکراری و پرحرفی وقت ندارند و رد می‌شوند و گاهی آدم را با این رفتار بی‌ارزش می‌کنند، حوصله‌شون نمی‌کشه، پرحرف نباشیم آن هم از نوع تکرار کلمات تکراری  

مقاله‌ها

سعی کرده ام در نوشتن و  در صحبت کردن‌ام ساده و کوتاه بگویم و بنویسم. گاهی از من می‌خواهند یک مقاله‌ی سه هزار کلمه‌ای بنویسم این کار را با هر جان‌کندنی هست انجام می‌دهم اما ته ماجرا شاهد هستم که می‌شد کوتاه‌تر و بهتر هم نوشت و بعضی قسمت‌ها توضیح اضافه دارد.  ولی خوب چیزی هم نمی‌گویم، چرا که قانون کارشون این هست، و من به عنوان یک کننده‌ی کار یا می‌توانم و انجام می دهم یانمی‌توانم و رد می‌کنم

کتاب‌ها

گاهی به این فکر می‌کنم که ای کاش کتاب‌ها آنقدری کوتاه و کم می‌شدند که آدم مجبور نباشد کلی صفحه را برای دانستن یک نکته یا یاد گرفتن یک مطلب ورق بزند. که هم زمان را از دست بدهد و هم با این طولانی بودن کتاب فهم موضوع سخت شود. و رشته‌ی افکار از دست خارج شود و نیاز شود که دوباره خوانی کنم، تا درست متوجه شویم که چه بود و چه شد. البته این شاید از آنجا می‌آید که من دلم می‌خواهد کتاب‌های بیشتری بخوانم

در کل ساده و کوتاه بگوییم و بنویسیم حرف را، جمله را کش ندهیم. دنیای امروز می‌طلبد که ساده بگوییم تا  مخاطب مطلب را راحت‌تر بگیرد. در مقاله‌های سخنرانی به اینکه مطلب را طولانی نکنید که از حوصله‌ی مخاطب خارج نشود هم تاکید می‌شود

 من هم بیشتر از این ادامه ندهم که دچار نشوم به این مهم

کوتاه کردن

زندگی و بالا و پایین هایش=تغییر

توسط مریم ظاهری

مریم ظاهری هستم، در مسیر نویسنده شدن

یک دیدگاه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *